کد خبر 296494
۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۲

«بی‌هوده»؛ روایتی از راستی در گوشه رینگ

«بی‌هوده»؛ روایتی از راستی در گوشه رینگ

ایرنا- «بی‌هوده» روایت جدال میان راستی و ناراستی است؛ صداقت و دروغ، تزویر و یک‌رنگی و ... در نهایت این راستی است که از همه بیشتر در گوشه رینگ است.

به گزارش حیات به نقل از ایرنا، «بی‌هوده» آخرین شب‌های خود را در تئاتر شهر پشت سر می‌گذارد؛ به نویسندگی و کارگردانی یاسین رضوانی و تهیه‌کنندگی محمد قدس؛ «بی‌هوده» داستان انسان‌هایی است که بیهوده در بحران‌ها گرفتار می‌شوند، بیهوده دروغ می‌گویند، بیهوده زندگی می‌کنند و بیهوده پنهان‌کاری می‌کنند.

دارنده تندیس بهترین اثر و نمایشنامه سال ۱۴۰۲، روایت من است در مواجهه با ما؛ ماهایی که برای توجیه خطاهایمان راستی را قربانی می‌کنیم؛ هوده یعنی راستی و بی‌هوده، درست نقطه مقابل آن.

بی‌هوده؛ راستی در گوشه رینگ

سیدجواد یحیوی در همراهی با محمد شاکری، یاسین رضوانی و دلآرام ابوحمزه روایتی را به روی صحنه می‌برند که چند لایه‌ای است؛ داستان‌هایی که پشت سر هم روایت می‌شود، رخداد حادثه‌ای و تماشاچیانی که آخرش مردد هستند در واقع شدن یا ناشدن آن.

ماجرا از خوانش تراک‌هایی توسط کسری(با بازی محمد شاکری) که سر تراشیده‌اش گویای این است که قرار است به سربازی برود. منتظر آمدن دختری جوان است که با ساکی به خانه کسری که با برادر بزرگترش زندگی می‌کند، وارد می‌شود اما کاوه (برادر بزرگتر) به خانه می‌آید و برنامه‌ریزی‌های این دو را به هم می‌ریزد.

کاوه متوجه حضور دختر در خانه می‌شود و پس از جدالی مختصر بین دو برادر، دختر از خانه خارج می‌شود و دقایقی بعد صدای شیونی را می‌شنویم؛ شیون مادری برای مرگ فرزند کوچکش.

در این میان کودکی مرده است و داستان از اینجا به بعد شکل دیگری به خود می‌گیرد. گمان برادر بزرگتر بر این است که کودک را کسری کشته اما ... .

بی‌هوده؛ راستی در گوشه رینگ

از نگاه کارگردان، بی‌هوده یعنی تقابل میان راستی و ناراستی(هوده و بیهوده)... بیهوده به هوده‌ِ بیهوده فکر می‌کنی و در بیهوده هوده را می‌یابی که چقدر بیهوده است.

هوده به معنای راستی و درستی است که در تقابل با بیهوده کتک می‌خورد، آزار می‌بیند، اشک می‌ریزد و ... .

همه قضاوت‌ها، دروغ‌ها، تزویرها و ... میان زندگی معمول و محاوره‌ای ماست؛ در یک اتفاق ساده که در انتهای داستان هم متوجه نمی‌شویم آیا واقعا اتفاقی در کار بوده یا خیر.

بی‌هوده؛ راستی در گوشه رینگ

در ابتدا چالشی است ساده اما به پیچیدگی تمامی دیالوگ‌هایی که در این میان رد و بدل می‌شود.

نشان می‌دهد که در پی اتفاقی، آدم‌ها تا کجای تیرگی می‌توانند پیش بروند و حتی در حیات هم... هر آنچه در این میان رد و بدل می‌شود، بیهوده است.

کسری که کتک می‌خورد، قضاوت می‌شود و ناراستی می‌بیند، سفیدترین کاراکتر داستان است و هرگز پنهان‌کاری نمی‌کند تا جایی که هزینه‌اش را هم به جان می‌خرد.

بی‌هوده؛ راستی در گوشه رینگ

عنصری است که طبیعی‌تر از همه و درست‌تر از همه رفتار می‌کند اما بیشتر از همه کاراکترهای داستان گوشه رینگ است. تکلیف کسری با خودش مشخص است... .

همانگونه که مسعود کیمیایی می‌گوید شریف زندگی مردن تاوان دارد... و بی‌هوده روایت تاوانی است که راستی و درستی می‌دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha